تبليغاتX
دنی دردونه ی من
چهارشنبه 1387/01/28
خبر خبر

بعد دو ماه و اندی اصلآ نمیتونم فکر کنم پیشنویس کنم و بعد بنویسم ! همینقدر وقت هست که بگم سلام

خوبین ؟ ما رو کلآ نمیبینین خوش میگذره دیگه نه ؟؟؟؟

خب بدون حاشیه نویسی بگم دلم بی نهایت براتون تنگ شده . واسه بعضیا بیشتر واسه بعضیا یکم .. اما خدایی دلم برا نت و نت بازی و بلاگ گردی و خوندن تلخ و شیرین این دنیا یه ریزه شده بود . ابدآ فکر نمیکردم اینهمه پرت بشم و از اون بالاتر اصلآ فکرشم نمیکردم که بتونم بی نت اینقده دوام بیارم !  ای بسوزه پدرش ! اعتیاد رو میگم

خو بگذریم از خودم شروع کنم یا دنی یا ...

بعله باید به ارز ..عرض؟ ارض؟ خو چمیدونم همون برسونم خبرهای واصله از کلاغ سیاه های سایت درست میباشد خو آره ! به ما نمیاد ؟ یعمی بخدا هرچی بگم من بی تقصیرم و بیخبر میگین غلط خوردی ! اما بخدا تا ۲ ماه روحمم خبر نداشت ! اونهمه اسباب کشی و حمالی و جون کندن تازه بعد ۲ ماه فهمیدم هاااااااااان ! ای دل غافل انگار خبری میباشد

بعله ! به گفته کلاغ سیاه محل یعنی همین آشنا جان ! دنی داره داداش دار یا شایدم آبجی دار میشه  باورتون نمیشه اما خب با مسایلی که قبلآ بود اصلآ باورم نمیشد ! جفتایی رفتیم تو شوک

تازه وقتی یکم باورم شد که خانوم دکتر محترم فرمودن بنا به دلایلی باید برم تو استراحت مطلق !  اونم کی! من! آخ که گوش میدما !!!  هنر نمیکم که میدونم اما خدایی با یه بچه اینقدی ! اونم درست وسط خونه چینی و دردسرهای زندگی این ور آبی اونم با یه شوهر گریزان از مرکز !!!! خو من چجوری به استراحت نا مطلق برسم !! مطلقش پیشکش !

فعلآ که شکر خدا بدک نیستم گرچه جواب آزمایشات زیاد با من موافق نیس ها ! اما خو کو نازکشی که بخوام ناز بفروشم براش  پس شکر خدا خوبــــــیم ..شما هم برامون دعا بفرمایین

و اما دنی جیگر مامان که بسی چند مامان رو کلافه فرموده

شیطنت ها که روز به روز آپدیت میشه  هیچ جا هیچ مدله کم نمیاره قربونش برم اما خب خداییش خرابکار نیس بچه ام این که هی دست به این چیز اون چیز بزنه شاهکار به جا بذاره نه ! فقط دردرش من و که چه عرض کنم همه رو کشته !  از این در نیومده از اون میره دردر ! از این میاریش از اون ور ماشین آقا جون خوشن کنن بره بیرون ! از خواب پا میشه کره عسل صبونه از گلوش پایین نرفته حافظ حافظ میکنه بره بالا (یعنی پایین) مادرجون و آقا جون بازی ! خلاصه هرکار کنی بازم تب دردرش نمیخوابه !

الانم شدیدآ شاکی و نق نقو کنارم خوابیده ...امروز بلاخره بردمش و واکسن هایی که نسبت به برنامه ایران کم داشت رو زدم بچه م حسابی درد داره فکر کنم  باباش هم که موجود نمیباشد مثه خیلی وقتا

پس باقی گزارشا باشه برا بعد دعا کنین نرم ۶ ماه دیگه پیدام شه

خیلی از وبلاگ ها برام باز نمیشه  من جمله وب میتی که بدجور دلم براش تنگ شده حسابی هم احوالپرسم بوده گویا تو این مدت همینطور یاسی جونم ..امیدوارم دوباره که میام بتونم شده یه سر کوچولو بزنم که حسابی دلم براتون تنگ شده مخصوصآ بار دیدن عکس قند عسلای کوچولو

...................

راستی یکی بهم بگه قضیه سحر واقعیت داره ؟؟؟؟؟؟ مامان پویان  واقعا ... ؟ نمیدونم چرا اولین جایی که باز کردم بین این همه سایت اون بود اونم که .... یکی بگه چی شد ؟

+ نوشته شده توسط ياسمین.
بزرگترین سایت جاوا اسکریپت ایران